تبليغاتX
آيت الله بهجت  ره ..::ll لحظه های به یاد موندنی ll::..
..::l تازه ها و دوست داشتنی ها l::..
 سلام .... خداحافظ .... تا سلامی دیگه
سلام دوستای عزیز

حالتون چطوره؟ امیدوارم که تابستون خوبی رو داشته باشین و ماه رمضون پرخاطره...

منو نگید که ...

بعد چند هفته بالاخره پام به نت باز شد. سه چهار هفته ای بودم سفر.. اما بگین چه سفری؟؟

سفر قبل خدمت . تازه دیروز برگشتم و فردا (۱ شهریور) اعزامم

حالا کجا افتادم؟ بدترین جایی که میشد: نیروی انتظامی . اگه مفقودالاثر شدم برگشتم ، از سر تقصیراتم بگذرین! و واسم دعا کنین که اونجا شدیــــدا بهش احتیاج دارم !

 "ستوان دوم SAM" رو فراموش نکنین مخصوصا شبهای قدر ...  باشه؟؟؟ مـــــــرسی

بعد اینهمه مدت هم حالا که اومدم با یه سلام گرم و داغ متمایل به نقطه ذوب ، و چهار پنج تا هم پستیدم بلکه یکمی از شرمندگیتون در بیام

خوش باشین و دل و یادتون آسوده (البته به یاد سختی کشیدنهای منم باشین!)

 



سلام دوباره دوستای عزیز ، ولی اینبار بامداد یکشنبه!دیروز رفتیم و همه رو توجیه کردن و امروز بعدظهر باید بریم ترمینال و رفع زحمت!

دوباره خداحافظ ... به امید سلامهای طلایی آینده

|+| نوشته شده توسط SAM  |
 عکسهای مناسبتی(خدمت!!)
  


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط SAM  |
 21 روش برای عبور از رودخونه (تصویر متحرک)


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط SAM  |
 فکر میکنین کی این نقاشیها رو کشیده؟؟
 

بریم تو ادامه مطلب نقاش اونجاست!


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط SAM  |
 عکس ... از جون مرغ تا شیر آدمیزاد !


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط SAM  |
 چند خبر جالب پزشكي ....
سلام دوستای عزیز

خوبین؟ امیدوارم قلبتون گرم ،جاتون نرم و عرقتون نه از روی شرم!(چه جمله ای شداا)

دوست جونم ، پلیز(please) باید ببخشی که کمتر میام تو آپ. از لطفتون و اومدنتون و ردپاهاتون(نظر!)شدیـــــدا مرررررررررررســـــــــــــــی.

حالا با اجازتون بریم سر اصل مطلب که همون پست جدیدمونه که قبلش باید بگم روم به دیوار ، گلاب به روتون ، بی ادبی نباشه....

قدیم ندیما دستشوئی ما ایرانی ها (اون موقع بهش میگفتند خلاء) یک گوشه در دورترین نقطه حیاط بود که بابابزرگ و مامان بزرگای ما وقتی میخواستند بروند داخل مستراح یک دستار به سرشون میبستند. مجموعه شکلک های سایت سیمرغ     www.simoorgh.com

اون موقع دلیل این کار این بود که بخارات ناشی از ادرار(شامل اسید اوریک و فسفریک و..) روی پوست سر و موهای سر و بالطبع سلامتی تاثیر فزاینده ائی داشت و یکی از عوامل ریزش مو بود... در ضمن مثل الان اینطوری نبود که بروند مستراح و 6 ساعت بنشینند راجع به مسائل روزمره تفکر کنند بازم سر بزن.  چون حتی در شریعت ما مسلمانها ذکر شده که ماندن زیاد در مستراح و حرف زدن در آن مکروهه. بازم سر بزن

W C

( عکسهای دیدنی تو ادامه مطلب در وسط متنها)


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط SAM  |
 سرزمین عجایب_ جن!!

سلام دوستای خوب خودم

آخرین پستم تو خرداد بود و حالا اولین پست تابستونه.و شدیــــــدا  امیدوارم مثل تابستون، قلب و دلتون گرم باشه Heart Smileو زمستون و پاییزی هم درکار نباشه واسشون

این دفعه خواستم درمورد این موجودات مرموز(جن) صحبت کنیم،Computer آخه دیروز یه جمع دوستانه (با مهمونهای خودمونی) بودیم که نمیدونم چی شد صحبت رسید به جاهای مخوف! حالا بگذریم از اتفاقهای دیده شده هرکس و شنیده ها و... . اینجا فقط اونایی که خودم درک کردم رو میزارم. فقط یه خواهش: خواهش دارم حداقل اگه قبول نمیکنید و باورش براتون سخته ، نگید که تو حتما شب قبلش کم خوابیدی و اینا خیالاته و... .(اگه اینجور نظرا زیاد بشه با اجازتون باید پاک کنم این پست رو)آآآ.

میدونین من خیلی از جن میترسیدم خیلی. تااا دوم دبیرستان. میگید چه اتفاقی افتاد دوم دبیرستان؟ اوک(مخفف اوکی!). دوم دبیرستان من برای اینکه سه ماه از خدمتم کم بشه رفتم دوره ی آموزش دیدم و حالا هم خوش بحالم شد و سه ماه از خدمتمون آب رفتYah (یه دو ماه + یه یک ماه که خیلی از دوستام فقط یه دوره ی اول رو رفتن و فقط دو ماه کم شد از خدمتشون). خلاصه تو این دوره دوم که رفتم، جایی بود که وقتی نگهبانی میدادم(نصف شب) دو متر جلومونو بزور میدیدیم!(تو برزش آباد که از اونجا مشهد دیده میشه) و باید همش راه میرفتیم و نمیشد نشست چون شاید عقربی ، رتیلی چیزی نشریف میاورد رومون!(قدمش بر دیده). (حالا توصیف حیوونات و کشتن رتیل و عقرب تو چادرمون و کلا اونجا بماند..). خلاصه اونجا دیگه اصلا فکر جن از سرمون بیرون پرید و دیگه جن دربرابر این حیوونا و سگهای ولگرد که امکان داشت ما رو مورد عنایت قرار بدهند( البته با اجازه شما!)به چشم نمیومد

Hanging

خلاصه ترسمون خیلی ریخت از اجنه و جن و پری و ...! .و تقریبا حدود شیش ساله که یک آقا(یا شایدم خانم!) میاد سراغمون به نام بختک!!Superheroحالا اسم ثبت احوالیش چی هست نمیدونم اما تو خونه صداش میکنن بختک!! این بختک جونی فقط وقتی میاد که تو یه حالتی بین خواب بیداری هستیم. نمیدونم متوجه میشین چه حالتی ؟ یه وقتی که تازه میخواین بخوابین اما خواب نیستین و اگر مثلا صداتون کنن راحت میشنوین(حتی کسایی که خوابشون سنگینه) آخه آدم یه دفعه که از بیداری نمیرسه به خواب! اینم این وسط وقت گیر میاره و میاد سراغ طعمه! اینو نمیدونم چندنفرتون درکش کردین؟ آخه این شتری نیست که رو همه بخوابه!!و وقتی میاد دیگه نه میشه دست و پامو تکون بدم نه بلند شم اصلا حتی یه تکون هم نمیشه خورد و حرف زدن هم هرچی توان داری رو بزاری نمیشه یه کلمه حرف بزنی اما بزور یه صدایی از ته گلو میتونی دربیاری که دور و بری ها با خبر بشن (البته اگه دور و بری هایی وجود داشته باشن)،  خودش بعد چند ثانیه ای میره! و حتی بعضی موقعها یکم چشمم باز میشد و تو این حالت بودم (خیلی کم اتفاق افتاد تو این بیست سی بار تو این چند ساله)!!!

اما کلا از دوستام درباره این بختک حرفهای زیادی شنیدم. یکی میگفت این اصلا جن نیست و ربط داره به فشار خون و نمیدونم ازین چیزها ... البته درسته که کسی رو آدم نمیبینه (حتی وقتی که چشمم باز بود!!) اما من که اصلا فکر نکنم اینطور باشه!!  و یک صحبت دیگه هم اینه که خب وقتی که میخوابیم روح از بدنمون بیرون میره موقتا و این اتفاقی که به اسم بختک میشناسیم موقعیه که روح یا میخواد بره از بدن بیرون و هم میخواد بیاد کامل تو تنمون!!من که این حرفو نمیدونم میشه تا چه حد قبول کرد؟! شما چی میگین؟؟

منتظر نظرات گــــــــــــــــــــــــرم شما هستم!! اگه شما هم تجربه ای داشتین برام تعریف کنین ، اگرم دوست ندارین عمومی دربارش صحبت کنین ، نظر خصوصی .. مررررررسی.

|+| نوشته شده توسط SAM  |
 
 
بالا
free counters